تبليغاتX
ببر سفيد
فرار گرازماهي ها از مناطقي در قطب شمال كه گرماي تابستان ۲۰۱۰، براي آن ها يخي به عنوان زيستگاه گرازماهي ها باقي نگذاشته، سالانه به تلف شدن تعداد زيادي گرازماهي نابالغ مي انجامد. مرگ آن ها مرگ دردناكي است. آن ها زير وزن بدن گرازماهي هاي بالغ له مي شوند، گرازماهي هاي بالغي كه تا يك تن وزن دارند.  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 13:31  توسط نگار  | 

مديركل محيط زيست استان تهران در گفته هايي عجيب ولي واقعي به فارس گفته اند: با توجه به اين كه بيش از 80 درصد آلودگي تهران ناشي از خودروها هستند اگر مقداري خودرو نيز به جمع خودروهاي ديگر اضافه شود به تنهايي نمي‌تواند اثر معناداري داشته باشد... و اين كه در نهايت افزوده شدن يك ميليون و ۸۰۰ هزار سفر داخل شهري چيزي به آلودگي هواي تهران اضافه نخواهد كرد.

نخست اين كه: آقاي دكتر! مقدار را در برنامه هاي آشپزي، براي مثال خانوم ساناز مينايي استفاده مي كنند و مي گويند: نمك و فلفل به مقدار لازم. حالا مقداري خودرو هم همان حكايت را از حالا به بعد دارد انگار. بعد هم لطفا مقدارش را مشخص كنيد ما بفهميم چه مقدار آدم بايد بميرند و عليل شوند و چه مقدار بچه بايد خنگ و خرفت شوند و ... تا آلودگي به چشم شما آلودگي بيايد؟

دوم اين كه: من شرمنده ام. به قول يكي از دوستان اين مصاحبه را بايد بدون شرح نمايش داد.

سوم اين كه: اي... دكتر صدوق!

چهارم اين كه: وامصيبتا!

عادت مي كنيم گمانم.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 15:30  توسط نگار  | 

 ۱) یونپ هشدار داده است که اگر  قوانین سخت تري در مورد منابع آب شيرين در كشورهاي جهان وضع و اجرا نشود تا سال 2020، ۱۳۵ ميليون مرگ قابل پيشگيري در جهان رخ می دهد. مرگ قابل پيشگيري هم كه توضيح ندارد. يعني ما و  تك تك مسوولان و تصميم گيرندگان منابع آبي در قبال مرگ اين ۱۳۵ ميليون نفر مسوول هستيم. 

۲) با بالا گرفتن موضوع ساخت بزرگترين درياچه مصنوعي در غرب تهران توسط شهرداري، هفته پيش يك گزارش در صفحه جامعه روزنامه شرق نوشتم. بلافاصله بعد از آن دكتر آخاني يادداشتي با طرح چند پرسش براي همان صفحه نوشتند. حالا امروز جوابيه اي عريض و طويل به دفتر روزنامه رسيده و در مورد اين پروژه توضيح داده است و لب مطلبش هم اين كه منتقدان اين طرح نه چيزي از آن مي دانند و نه از ارزيابي هاي محيط زيستي. در انتهاي مطلب هم ادعا شده كه چنين پروژه مزخرفي قرار است آب هاي زيرزميني تهران را تقويت كند. آن ها البته توضيح نداده اند در جايي كه برآورد مي شود سالانه ۶ تا ۷ ميليون متر مكعب آب از اين درياچه مصنوعي تبخير شود و به هوا برود، اين تقويت از كجا قرار است بيايد؟ اين ها البته تمام بخش هاي جالب قضيه نيست. اين جوابيه هزار كلمه اي در پاسخ به نوشته ۸۰۰ كلمه اي ما از طرف كساني فرستاده شده كه در زمان نوشتن گزارش در پاسخ به تماس هاي من از تمامي ماجرا ابراز بي اطلاعي مي كردند.

۳) واقعا به قول دكتر آخاني وقتي درياچه هاي طبيعي ايران به دليل نرسيدن يك قطره آب خشك و نابود مي شوند ساخت درياچه مصنوعي با  گستره اي كه شهرداري چي ها با افتخار از آن ياد مي كنند، چه توجيهي دارد؟

۴) نمي دانم مسوولان شهرداري به جاي اين همه وقت گذاشتن براي طراحي چنين پروژه هاي مسخره اي، يك صفحه اينترنتي باز مي كنند كه اين هشدارها را ببينند يا نه يا اساسا كارشناسان آن ها با كارشناسان ما چه تفاوتي دارند. به قول خانم ظفرنژاد، جنون غول پيكرسازي مسوولان اين مملكت را بدجوري گرفته. اين عقده ساخت بزرگ ترين درياچه، بلندترين برج، بلندترين جاده، بزرگترين........... از كجا مي آيد؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم شهریور 1389ساعت 17:47  توسط نگار  | 

عده اي موجود احتمالا دلپذير دور دنيا را در ۸۰ روز طي می كنند بدون اين كه ذره اي آلودگي وارد جو شود. چگونه اش را يونپ مفصل نوشته اما ماجرا در چهار كلمه اين است كه اين گروه براي سفرشان كه ZERO RACE نام دارد، از انرژي خورشيدي استفاده مي كنند. سفر آن ها از ژنو در سوييس آغاز مي شود و البته به ژنو هم ختم. اروپا، روسيه، قزاقستان و آمريكاي شمالي، مناطقي هستند كه گروه در سفر سبزشان از آن ها مي گذرند. مردم شهرهاي پاريس، مسكو، شانگهاي، ونكوور، لوس آنجلس و مادريد مي توانند اين مسافران محيط زيستي را در شهرهايشان ببينند. هدف سفر هم كلافه شديم بس كه گفته شده: افزايش آگاهي هاي زيست محيطي و البته حساسيت نسبت به تنوع زيستي در سال تنوع زيستي. آخرين خبرها حاكي از آن است كه گروه به مسكو رسيده است.   

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم شهریور 1389ساعت 18:12  توسط نگار  | 

توي ورودي ساختمان سازمان حفاظت محيط زيست در پارك پرديسان، تا بخواهيد از پله ها بالا برويد، چشم هاي يك يوزپلنگ كشيده و زيبا تعقيبتان مي كند. البته لازم نيست نگران شويد، اين فقط يك تاكسيدرمي است از يك يوزپلنگ كه زماني نامش «ماريتا» بود. هر چند تاكسيدرمي هم اگر نبود و با همان سرعت معروفش در دشت هاي ايران كه نه، كوهپايه هاي ايران مي دويد، آزاري براي شما نداشت. امروز، 9 شهريور روز نجات جان اين تاكسيدرمي است كه سه چهار سالي است به عنوان روز ملي حفاظت از يوزپلنگ ايراني گرامي داشته مي شود. اما داستان «ماريتا» چندان طولاني نيست. همه ماجرا از ابتدا تا پايان، 9 سال طول مي كشد. از روز 9 شهريور سال 73 كه ماريتا در چند ماهگي با ضرب چوب و چماق جماعتي ناآگاه در بافق تا دم مرگ رفت تا زماني كه در سال 82 در پارك ملي پرديسان تهران، مقر سازمان حفاظت محيط زيست واقعا مرد.   

 

ماجراي نجات ماريتا قصه اي است كه بارها گفته شده. 9 شهريور 83 مادر «ماريتا» به همراه سه توله اش براي يافتن آب تا نزديكي هاي نخلستاني در بافق جلو آمدند اما در همهمهه چوب و چماق محلي ها گرفتار شدند. مادر «ماريتا» از مهلكه گريخت اما توله هايش حسابي آسيب ديدند تا زماني كه ماموران حفاظت از محيط زيست برسند يكي از توله ها مرده بود و ديگري هم در راه تهران مرد تا ماريتا تنها توله بازمانده باشد و 9 سال در اسارت پرديسان زندگي كند. «ماريتا» در آن سال ها تنها يوزپلنگ آسيايي در اسارت بود. ماريتا از چندماهگي در اسارت بود و بالتبع هيچ يك از فنون شكار و زندگي در حيات وحش را نياموخت تا اين كه در سال 82 تلف شد.

 

حالا به يمن روز نجات «ماريتا» و بالا رفتن حساسيت ها در مورد ايت گونه در خطر انقراض، با وجودي كه هنوز اتفاق مرگ توله هاي چند ماهه و مادرشان به فاصله چند روز در توران فراموش نشده است، به نظر مي رسد مردم بيش تر از گذشته يوزپلنگ ها را مي شناسند و حالا ديگر مطمئند اين جانور كاري به كارشان ندارد، هر چند ديگر اين روزها نمي توان به راحتي يوزپلنگي ديد كه بشود واكنش هاي تازه را هم بعد از اين همه سال اطلاع رساني ديد. به هر حال زندگي و مرگ «ماريتا» و يوزپلنگ هاي ديگر زيستگاه هاي ايران است كه تا همين 10، 15 سال پيش مردم در بافق با چوب و چماق توله هاي بي دفاع را مي كشتند اما امروز در ورودي شهرستان بافق تنديس دو يوزپلنگ وجود دارد و تابلوي خوش آمد گويي به ميهمانان ورودي بافق نوشته شده: «به شهر يوزپلنگ ها خوش آمديد»

 

حالا بعد از سال ها همكاري ايران و برنامه عمران ملل متحد، UNDP و تعريف شدن پروژه اي به نام پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، تعداد اين جانور بين 70 تا 120 برآورد مي شود. اين در حالي است كه بنا بر اعلام «اسكندر فيروز»، بنيانگذار و نخستين رييس سازمان حفاظت محيط زيست ايران، تا سال 1320، تعداد اين جانور در ايران بيش از 400 برآورد شده بود. گفته مي شود بر اين اساس كه آخرين يوزپلنگ آسيايي در سال 1977 در كشور عمان مشاهده شده است، انقراض یوزپلنگ آسیایی در طبیعت سایر کشورهای جهان به جز ایران، قطعی است و مناطق مرکزی ایران آخرین پناهگاه هاي این گربه سان در جهان هستند. با پیگیری پروژه حفاظت از يوزپلنگ آسيايي، جریمه شکار یوزپلنگ از دو میلیون تومان به 20 میلیون تومان افزایش یافت واز سوی دیگر با همکاری چند سازمان غیر دولتی مانند انجمن یوزپلنگ ایرانی و انجمن بوم پژوهان اهالی روستاهای اطراف زیستگاه های یوزپلنگ درباره حفاظت از این گونه مهم، آموزش ديده اند. 

 

پي نوشت ۱: ۹ شهريور/ صفحه ۱۷/ روزنامه شرق

پي نوشت۲: با تشكر از حميدرضا ميرزاده.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 14:22  توسط نگار  |